تاریخ انتشار: پنجشنبه 28 تیر ماه 1386
اساماس، sms، پیام کوتاه یا پیامک؟
چند سالی از حضور پدیدهای در کشورمان میگذرد که تقریباً همه با آن آشناییم. عنوان کامل آن به زبان انگلیسی Short Message Service است. از آنجایی که انگلیسی زبانها مخففها را بسیار میپسندند، آن را به صورت SMS و بعدها هم sms مینویسند و همان مخفف آن را میخوانند. در متون تخصصی انگلیسی آن را text messaging و texting هم مینویسند. مثل همیشه زمانی که اصطلاحی وارد زبان میشود و به شدت از آن استقبال میشود و گوش مردم به آن عادت میکند، متولیان زبان فارسی به فکر ایجاد معادل برای آن میافتند. Sms هم این گونه است. پس از شش سال از ورود این کلمه به محاورات عامیانه مردم و گسترش روزافزون استفاده از آن در مکاتبات و نوشتههای رسمی و روزنامهها، تازه متولیان به فکر ایجاد واژهای معادل برای آن در زبان فارسی افتادهاند. عبارت «پیام کوتاه» یا «سامانه پیام کوتاه» در متنهای تخصصی فارسی توسط مترجمان اولیه ایجاد شد و از آن در این نوع نوشتهها به شدت استقبال شد. تقریباً نمیتوانید متنی تخصصی (روزنامهها، تحقیقات علمی، سخنرانیهای مسؤلین و ...) درباره این موضوع بیابید که در آن از این معادل استفاده نشود. ولی زبان عامه مردم و محاورات چه میشود؟ عبارتهایی مانند «اساماس زدن» را هیچکس در محاوره «پیام کوتاه فرستادن» نخواهد گفت. این عبارتها محدود به یکی دو مورد نیست و تقریباً 20 اصطلاح بسیار رایج درباره sms در محاورات عامیانه روزانه وجود دارد.
سؤالهای اصلی این است:
* آیا به کاربردن معادل انگلیسی کلمه در زبان فارسی مناسب نیست؟ منظورم این است که آیا این کلمه بار معنایی منفی دارد؟ آیا تلفظ آنها در عبارات مختلف، برای فارسی زبانان مشکل است؟
* آیا به کار بردن این کلمه (اساماس) و استفاده از آن در عبارتهای فارسی شدهای مانند «اساماس زدن» زبان فارسی را تهدید میکند؟
* چه چیزی ضرورت ایجاد معادل فارسی برای این کلمه را توجیه میکند؟ اگر پاسخ دو پرسش بالا منفی باشد، به نظر من هیچ چیزی ضرورت ایجاد معادل فارسی را توجیه نمیکند.
* هزینه رواج معادل جدید برای یک کلمه چقدر است؟ نمیتوان عدد و رقم دقیقی بیان کرد، ولی قطعاً صرف نظر از هزینه مادی، هزینه معنوی و انسانی زیادی برای این کار باید صرف شود.
* چقدر احتمال دارد که معادل پیشنهاد شده را عموم جامعه بپذیرد و آن را به کار ببرد؟ نگاهی به گذشته و تعدادی از واژهگزینیهای نسبتاً جدید در چند سال آخر قطعاً مأیوس کننده است. چرخبال را چقدر عموم پذیرفتند و به کار بردند؟ رایانه چطور؟ تلفن همراه؟ و ...
با همه این موارد، اگر بخواهید معادلی پیشنهاد کنید، باید حداقل چندین ویژگی داشته باشد:
* با معنی باشد، یعنی به سرعت پس از شنیدن آن، معنای آن به ذهن متبادر شود.
* خوش آهنگ باشد، یعنی عموم افراد به سادگی بتوانند آن را تلفظ کنند.
* کوتاه باشد. هیچگاه نباید انتظاز داشت افراد به جای یک کلمه، یک جمله به کار ببرند.
البته معنی این حرفهای من این نیست که نباید به فکر معادلهای فارسی برای این کلمات بیگانه نباشیم، بلکه برعکس. ولی به شرطها و شروطها! واژهگزینیهای فرهنگستان اول را هیچگاه نباید از یا برد: دانشگاه به جای اونیورسیته، دانشکده به جای فاکولته، هواپیما، فرودگاه، بمباران و ... آیا میدانستید زمانی بعضیها واژههای دانشگاه و دانشکده را مسخره میکردند و معتقد بودند که این واژهها هیچگاه پذیرفته نخواهد شد؟
چه واژهای را به جای اساماس توصیه میکنید: پیامک؟ شاید!